حتی اگر سیگاری هم در کار نباشد که بکشم با اعتماد بنفس می گویم : تو هنوز آنقدرها هم مست شات ابسولوت نبودی که الان هستی.
الزاما"کافی است که بدانی سر هر راه و بی راهی می دوی وسط یک مشت تفکرات پوچ من و بین آن همه فکر پوچ است که تو مهم می شوی.
آیا معیار تو این است که مهم باشی؟!
مهم بودن یعنی چه؟ این است که آدم یک در هزار چیزهای جورواجور بداند که خودش هم نمیداند از کجایش آمده اند؟
.......نکن برادر من نکنید آقا جان!!!!!!!!!!!!!!!
درسته که من دیر به دیر آپ میکنم اما دلیلی نیست که این کارو انجام بدین !!!!!!!
شایدم آدرسم و عوض کردم ......
ریزک همه واسه داشتنت سرو دستشونو مشکنن اون وقت تو ابروت فقط دچار یه گرفتگی شده.
با اون قیافه همیشه شاکیش.....
آخه یکی به من بگه من چرا باید در تمام ساعات زندگیم با این آدم بجنگم و مجبور بشم کوتاه بیام؟ در صورتی که حق با اون نیست!
یه ۲۰ شبی هست مثل آدم نمی تونم بخوابم ....
دایی پت دایی مت دوستون دارم من همون الناز کوچولوام هنوز - که واسش اسباب بازی می خریدی یادته دایی؟ همون الناز کوچولو که میبردیش موتور سواری تا بستنی و از این چیپس کثیفا نمی خریدی تو خونه رات نمیداد (پت و مت خوب بشین)
یادمه یه روزه تابستون من و بردی تو حوض همش ۵ سالم بود تو حوض و پر زردآلو کرده بودی بعد باهم دنباله ماهیا می کردیم یادته؟ ... یادته مامان جی جی چقدر جیغ میزد که الانه سرما می خوری؟ ماهی قرمز خوشگلرو گرفتی دادیش دستم منم ماچش کردم؟ بعدش انقدر هویج خوردیم که مریض شدیم .
دوستون دارم و منتظر تولد دوبارتونم تو حوض پر از زردآلو و ماهی
سلام الناز امیدرارم خوب نباشی آخه منم نیستم گندتون بزنن حالم ازتون بهم می خوره ( آخه عشق و علاقه تا چه حد؟)
آخه خواهر من چرااااااااااا؟
بعد تو گفتی به کسی این را نگویم بعد من به عمق حماقتم بیشتر پی بردم
بعد یک لحظه حس حسودی تمام چشامو گرفته بود بعد من خیلی خجالت کشیدم که چشام خیس شده بوووود
بعد یه لحظه خودمو جااای تو گذاشتم و بعد باز بارها و بارها به حماقت خودم پی بردم
اساسا" امشب شب احمقی بووود
و من خودم و برای این همه حماقت آن هم در طول ۱۰ دقیقه نمی بخشم